أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
82
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مكه نوشته و استنساخ مىشده است . ابنهشام مىگويد : « عمر نزد خواهرش آمد در حالى كه در دستان او يك صحيفهء قرآنى بود . » بيشتر مورّخان اين روايت را تأييد مىكنند ، روايتى كه نشان مىدهد ، صحف در آن دوره وجود داشته و نسخههاى آن در مكه متداول بوده است . چطور مىشود تصور كرد ، چنين امرى در جامعهاى بوده است كه بيسوادى مطلق بر آن حكمفرما بوده و چنان كه برخى گفتهاند ، تنها كسانى به عدد انگشتان دست توانايى خواندن و نوشتن داشتهاند . « 1 » اوضاع ادبى در مكه قريش در جاهليت در كار بهترين نوع ادب فعّال بود . آنان از فصيحترين و بليغترين عربها بودند و سهم آنان در خطابه و وصيت ، يعنى ارائهء كلمات و تعابيرى به عنوان وصايا و امثال قابل اعتنا بود . بسيارى از متون كهن در ادب عربى ، مانند امالى ، طبقات ابن سعد ، عقد الفريد ، الأغاني ، أمثال العرب و مجمعالأمثال نمونههايى از بهترين و ارجمندترين جملات ادبى از عصر جاهليت قريش را براى ما حفظ كردهاند . قريش به داشتن بهترين شاعران در جاهليت شهره بود كه برخى از مبرّزترين آنان عبارتند از : ابوطالب ، ابوسفيان ، عبداللَّه بن حذافه ، هبيرة بن ابىوهب مخزومى ، عبداللَّه بن زِبعرى ، زُبَير بن عبدالمطلب . چنان كه شاعرانى هم از اطراف مكه از قبيلهء هُذيل شهرت داشتند مانند : جناده ، جندب ، عروه ، متنخل ، ابوذؤيب ، ابوخراش ، اسامة بن حارث ، عجلان بن خلية . در ميان باديهء مكه و شهرهاى اطراف آن هم كسانى شهرت داشتند كه يادِ از نامشان به درازا مىكشد و البته يافتن نام آنان در كتابهاى معروف ادبى دشوار نيست .
--> ( 1 ) . استدلالى كه مؤلف در اين باره دارد ، بى دشوارى نيست . در واقع ، زبان عربى زبان تعداد بىشمارى عرب در نواحى مختلف بوده و گرچه لهجههاى متفاوت داشتهاند اما به هر روى برخى از اين لغات صرفاً لغت و لهجهء قريش نبوده است . در چنين زبان وسيعى لغات فراوانى بوده كه معنايش اين نيست كه حتى اگر قريش مفهومش را مىفهميدند مصداقش را هم داشتند . براى نمونه مىتوان تصور كرد كه در يك صد سال پيش كه كمتر از ده درصد مردم ايران سواد داشتند ، بيش از هشتاد درصد آنان با كلماتى چون قلم و دوات و دفتر و كاغذ آشنا بودند . « ج »